ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
کد خبر : 96929
تاریخ انتشار : 10 فروردین 1395 13:17
تعداد بازدید : 1708

محمود فروزبخش

سنتی، تشکیلاتی، انقلابی؛ ریخت های فرهنگی ما

یزی هست که ما آن را «ریخت» می نامیم و ریخت غیر از اندیشه است هر چند با اندیشه هم نسبت دارد اما ریخت غیر از اندیشه است.

در زمینه کارهای فرهنگی من می توانم سه گونه «ریخت» را تعریف کنم البته این به آن معنا نیست که ما فقط سه نوع ریخت داریم بلکه ممکن است اشکال دیگری هم باشد که ما فقط در این مجال به سه گونه از آن بسنده می کنیم. نویسنده در تجربیات فرهنگی خود بیش از همه با این سه نوع «ریخت» سروکار داشته است.

۱- ریخت انقلاب

ریخت انقلابی لزوما به معنای طرفداران انقلاب اسلامی نیست بلکه ریختی است که در اقداماتش حال و هوای انقلابی دارد یعنی معمولا انفجاری است و متهورانه عمل می نماید. بر ساختارشکنی تاکید دارد و به یک باره طرحی در می افکند. نمی گویم که ریخت انقلابی سازندگی ندارد بلکه اتفاقا این ریخت در ساحت خاص خودش هم خودسازی دارد و هم دگر سازی و هم جامعه سازی ولی معمولا نظام سازی طولانی ممتد ندارد و کارهای انقلابی چندان به امتداد نمی افتند و ادامه دار نیستند. گاهی اوقات همچون یک جرقه هستند و گاهی اوقات همچون بمبی بزرگ اما دیر یا زود تمام می شوند زیرا ذاتا در این دیدگاه حرکتی برای مدون سازی و انگیزه ای برای نظم دهی به آن وجود ندارد.

۲- ریخت تشکیلاتی

ریختی است که تمایل به نظم دارد یعنی بر قاعده پذیر بودن تاکید فراوان دارد. نمی خواهم بگویم در ریخت های دیگر ابدا نظم وجود ندارد بلکه ریخت های دیگر هم نظم خاص خود را دارند اما در اینجا «قاعده» یک جوری اصالت دارد. شیک بودن و تر و تمیز در آوردن کار و حساب و کتاب داشتن امور در این نوع نگاه خیلی مورد تاکید است. به نوعی می توان گفت در نیروهای انقلاب اسلامی، شهید بهشتی سمبل تمام عیار این نگاه بوده است. او هم به تشکیلات و کار جمعی نگاه ویژه ای داشته است و هم بر قاعده مند بودن عقلانی بودن و نظم.

جریان اصلاح طلبی در ایران نیز در این منظر به شهید بهشتی نزدیک هستند. در اینجا اصلا منظورم اندیشه اصلاح طلبان نیست. واضح است که اندیشه اصلاح طلبان با نگاه اسلام اجتهادمحور شهید بهشتی فاصله و تفاوت بسیار دارد. بلکه در این مجال منظور ریخت شناسی اصلاح طلبان در امور فرهنگی است. آن ها کار را روی قاعده انجام می دهند و بر تدوین و نظم تاکید دارند برای همین همیشه کانال کشی هایی دارند که در حوزه فرهنگ آماده به ارائه محصول هستند. اصلا در این نگاه است که تخصص گرایی معنا پیدا می کند و گاهی حتی تکینک به مرتبه اصالت می رسد. توجه به کیفیت درست از زمانی شروع می شود که شما این ریخت را بپذیرید و بر امتداد یافتن قوانین متمرکز شوید.

البته دقت هم داشته باشید که جریان روشنفکری غربگرا از روز اول هم در ایران ورودی این گونه داشته است زیرا در بیش از صد سال پیش این جریان تشکیلات فراماسونری را به صورت منظم و حساب شده داشته است و فراماسونری اساسا یک تشکیلات کاملا نخبه گرا بوده است و بر افراد تحصیل کرده و یا صاحب نفوذ در قدرت سرمایه گذاری می کرده است. برای همین نوع نگاه تخصص محور و نخبه گرا در جریان روشنفکری بیشتر مورد توجه است و در نگاه های مذهبیون این دیدگاه کمتر مورد تاکید است. با توجه به همین زمینه است که محصولات فرهنگی در آن گروه بیشتر مورد ارزش و توجه ویژه قرار می گیرد.

به هر حال آن چیز که مهم است توجه به این مطلب است که ریخت تشکیلاتی منحصر در یک اندیشه خاص نیست و اسلامگرایان و غربگرایان هر دو گروه می توانند به آن توجه داشته باشند هر چند غربگرایان با توجه به تاریخی که در آن بیش از صد سال ریشه دارند ثابت کرده اند که نسبت به دیدگاه های تشکیلاتی، حزب ساز و منظم گرایش بیشتری دارند.

۳- ریخت سنتی

این ریخت که غالبا در مذهبیون دیده می شود گرایش محافظه کارانه نسبت به امر فرهنگی دارد زیرا در این نوع نگاه اصل با خود «سنت» و اصالت با «حفظ سنت» است و کار فرهنگی امری فرعی و درجه دوم تلقی می شود.
اجازه بدهید برای تفهیم مطلب مثالی بیاوریم. شما یک مجلس روضه را تصور کنید. این که روحانی چه مطلبی می گوید و یا خوب سخنرانی می کند مطلب مهمی است اما چندان هم مهم نیست و اصل برقرار بودن آن روضه است یعنی برپایی مجلسی سنتی که کلیت آن مفاهیم را برپادارد. خود روضه و وجود مجلس فیض اصل است و کیفیت در درجه بعدی مورد توجه قرار می گیرد و شاید اصلا مورد توجه قرار نگیرد.
در نگاه سنتی، حفظ سنت اصل است و کار وفعل در درجه دوم قرار می گیرد. البته ما نمی گوییم که کار فرهنگی در این دیدگاه مهم نیست، اما چندان اصالتی هم ندارد و از درجه اهمیت بالایی برخوردار نیست.

آن چه اهمیت دارد خود اصل سنت دینی است. برای مثال اصل خود امام حسین (ع) است حالا شما می خواهید فیلم مختار بسازید، می خواهید نسازید! در این نگاه که نگاه غالب و نگاه قالب جامعه مذهبی ایران است، متخصص و کیفیت امور در اهمیت ثانوی قرار می گیرند. مطابق با این دیدگاه ولایت اهل بیت است که اصل است و به محوریت حضرات معصومین است که مردم ما به وحدت می رسند و این محبت به امامان همواره موجود بوده است و چندان ربطی با این محصولات فرهنگی ندارد. پس بسیاری از راهبردها و اهداف با همان اصل اولیه ولایت که در قلوب موجود است به پیش می رود و سایر امور و تلاش ها مانند فعالیت های فرهنگی جنبه ثانویه و کمتر مهم را می گیرند. به راستی شما کدام مجلس عزاداری را دیده اید که خلوت باشد و یا مخاطبین پس از اتمام بگویند که روضه بد بوده است! مجلس ابابدالله همواره فیض خود را رسانده است. پس می بینید که طرز و کیفیت برگزاری چندان حرف اول را نمی زند.

نیاز امروز:

آنچه ما امروز به آن نیاز داریم درکی است که هر سه «ریخت» ایرانی بودنمان را پوشش دهد یعنی هم انقلابی باشد هم تشکیلاتی باشد و هم سنتی. یعنی آن که بتواند با هر سه بعد ما نسبت برقرار نماید.
به نظر این قلم آیت الله سید علی خامنه ای از شخصیت هایی هستند که در نگاه به امر فرهنگی به هر سه بعد توجه ویژه دارند. یعنی در درجه اول مقصودشان از کار فرهنگی، امری است که با سنت تاریخی فرهنگی ما پیوند عمیق داشته باشد و در درجه بعدی آن که بتواند بر عرف موجود و ساختارهای غلط نیز بشورد و نسبت به ساحت سلطه مدرنیته و جهانی شدن حرف متفاوتی برای گفتن داشته باشد. و در نهایت ریختی از نظم و تشکیلات نیز داشته باشد تا بتواند به صورت مدون و ممتد حضور داشته باشد.

شخصیت ایشان از یک سو و نوع اقدامات تحسین شده از جانب ایشان این مهم را به ما انتقال داده است.

از میان شخصیت های اصفهانی معاصر نیز می توان به شهید آیت الله حاج آقانورالله اصفهانی، شهید آیت الله سید محمد بهشتی و مرحوم سید علی اکبر پرورش اشاره کرد. این شخصیت ها نیز بزرگانی بوده اند که رفتار آن ها را نمی توان در یک «ریخت» محدود کرد. هر سه بزرگواران علاوه بر داشتن ریشه ای عمیق در «سنت»، منشی «انقلابی» و تحول آفرین داشتند و پیوسته بر کار گروهی و منظم تاکید داشته، صاحب نگاه «تشکیلاتی» بودند.

این قلم معتقد است برای همراهی با رهبر معظم انقلاب باید ظرفیت های داشتن هر سه «ریخت» را در خود تقویت نماییم و این مهم میسر نمی شود مگر آن که به سراغ تاریخ رفته، شخصیت های این چنینی تاریخ را همچون داشته های خود دانسته، قابلیت های آنان به منزله امکانات پیش رویمان بدانیم. اینجا است که ضرورت پرداختن به این منابع اصیل شهر اصفهان بیشتر مشخص می گردد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
شنبه 27 آبان 1396